معنی روزگاران

معنی روزگاران

7 بازدید
(اِ مرکب) جِ روزگار. دهور. ازمنهٔ گذشته. (یادداشت مؤلف). احقاب. (ملخص اللغات حسن خطیب): بزابل نشستند مهمان زال بدین روزگاران برآمد دو سال.دقیقی. بپرسیدم از پیر مهران ستاد کزآن روزگاران چه داری بیاد.فردوسی. که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد ندارد کس از روزگاران بیاد.فردوسی. بسی روزگاران شده ست اندرین که کردیم با داد بخش زمین.فردوسی. ایزد تعالی... روزگارانست که مردم را گفت که ذات خویش را بدان. (تاریخ بیهقی). بدان روزگاران که بد از شهان که فرمان ضحاک جست از مهان.اسدی. پسر گفت ای پدر فواید سفر بسیار است از نزهت خاطر... و تفرج بلدان... و معرفت یاران و تجربت روزگاران. (گلستان). سعدی بروزگاران مهری نشسته بر دل بیرون نمیتوان کرد الا بروزگاران.سعدی. یکی را اجل در سر آورد جیش سرآمد بر او روزگاران عیش.سعدی. غم از گردش روزگاران مدار که بی ما بگردد بسی روزگار.سعدی. روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد.حافظ. حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «روزگاران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید