معنی روزرو
8 بازدید
[ رُو رَ/ رُو ] (نف مرکب) روزرونده. کسی یا چیزی که روز راه رود: هواداری مکن شب را چو خفاش چو باز جرهٔ خور روزرو باش.نظامی.
کلمات همقافیه با «روزرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر