معنی روزرخ
7 بازدید
[ رُ ] (اِ مرکب) روشنی و شفافی و سرخی روی. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا). سرخ رویی. || (ص مرکب) کنایه از سرخ روی. (برهان قاطع). || کنایه از زیبا و خورشیدروی و سرخ روی : بود آفتاب زردی کان روزرخ درآمد صبح دو عید بنمود از سایهٔ هلالش.؟
کلمات همقافیه با «روزرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر