معنی روزخون
7 بازدید
(اِ مرکب) بی خبر تاخت بردن در روز بر سر دشمن. ضد شبیخون. (ازبرهان قاطع) (از آنندراج) (ازانجمن آرا) (از ناظم الاطباء): کنم آنگه خبردارت که چون است شبیخون مصلحت یا روزخون است. نزاری (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «روزخون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر