معنی روزبهی
7 بازدید
[ بِ ] (حامص مرکب) بهروزی. (انجمن آرا) (آنندراج). سعادت. (انجمن آرا) (آنندراج). خوشبختی. نیکبختی : یاربادت توفیق روزبهی با تو رفیق دوستت باد شفیق دشمنت غیشه و نال. رودکی. در چهرهٔ او روزبهی بود پدیدار در ابر گرانبار پدیدار بود نم.فرخی. بتندرستی و شاهنشهی و روزبهی همی گذار جهان را بکام و تو مگذر.فرخی. تندرستیش باد و روزبهی کامگاری و قدرت و امکان.فرخی. هرچند که من نشان خوبی و روزبهی می بینم اندر تو. (قابوسنامه). چون مه کاست شب از شب بترم پیش شما کز سر روزبهی روزبهائید شما.خاقانی. گر دولت و بخت باشد و روزبهی در پای تو سر ببازم ای سرو سهی.سعدی. هرکسی روزبهی می طلبد از ایام علت آن است که هر روز بتر می بینم.حافظ. آثار روزبهی در ناصیهٔ ایام مبارکش واضح. (المضاف الی بدایع الازمان). - سرای روزبهی؛ عالم امر که تنزل و آفت ندارد. (انجمن آرا) (آنندراج): لا و هو زان سرای روزبهی بازگشتند جیب و کیسه تهی. سنایی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روزبهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر