معنی روزبهان
6 بازدید
[ بِ ] (اِ) جِ روزبه. رجوع به روزبه (ص مرکب) شود.[ بِ ] (اِخ) (شیخ...) معروف به فرید از واعظان بوده و در جامع عتیق شیراز بوعظ میپرداخته است. در سال ۶۱۸ هـ . ق. درگذشته است. رجوع به شدالازار ص ۳۹۴ شود.[ بِ ] (اِخ) ابن احمد (شیخ صدرالدین)، بنا بگفتهٔ صاحب شدالازار واعظی ملیح و صبیح و فصیح اللسان و عذب البیان و صاحب مقام بوده است. در جامع عتیق شیراز وعظ میکرده و در نزد پادشاهان احترام داشته و بسال ۶۸۵ هـ . ق. درگذشته است. رجوع به شدالازار ص ۲۴۸ شود.[ بِ ] (اِخ) ابن خورشید. از بزرگان عصر المکتفی باللََّه خلیفه عباسی. رجوع به تاریخ گزیده چ اروپا ص ۳۴۸ شود.[ بِ ] (اِخ) (شیخ...) بقلی نسوی شیرازی، مکنی به ابومحمد و مشهور بشیخ شطاح. از عارفان و دانشمندان بزرگ قرن هفتم هجری است. در ابتدای کار به عراق و شام و حجاز سفر کرد و در سماع صحیح بخاری از حافظ سِلفی با شیخ ابوالنجیب سهروردی در ثغر اسکندریه شریک بود و از شیخ سراج الدین محمودبن خلیفه خرقه پوشید. کتابهایی تصنیف کرد، از آنهاست: لطائف البیان فی تفسیر القرآن و عرائس البیان فی حقائق القرآن در تفسیر و مکنون الحدیث و حقایق الاخبار در شرح احادیث و الموشح فی المذاهب الاربعة و ترجیح قول الشافعی بالدلیل در فقه و العقاید در اصول و مشرب الارواح در تصوف. از اشعار اوست: آنچه ندیده ست دو چشم زمان و آنچه بنشنید دو گوش زمین در گل ما رنگ نموده ست آن خیز و بیا در گل ما آن ببین. وی در سال ۶۰۶ هـ . ق. وفات کرد. و رجوع به نفحات الانس ص ۲۵۵ و شدالازار ص ۲۴۳ و مجمع الفصحا ج ۱ ص ۲۳۵ و فرهنگ سخنوران شود.[ بِ ] (اِخ) (شیخ... کبیر) مصری. او راست تحفةالبررة. (از کشف الظنون ج ۱ ستون ۳۶۴).
کلمات همقافیه با «روزبهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر