معنی رودگر
8 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) آنکه تارهای ساز و زه کمان بسازد. (آنندراج). سازندهٔ تارهای ساز و زه کمان. (ناظم الاطباء): گفت هان رودگر بیار شتاب قد صد گز طناب محکم تاب. امیرخسرو (از آنندراج). || مغنی. مطرب. (ناظم الاطباء).[ گَ ] (اِخ) یکی از قبیله های چهارگانه ای است که سکنهٔ تلور را تشکیل میدهند و تلور دیهی است از دیههای نوکنده. (مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص ۶۶).
کلمات همقافیه با «رودگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر