معنی رودگانی
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ) بمعنی رودگان است که جمع روده باشد و بمعنی مفرد روده هم گفته اند. (برهان قاطع) (از آنندراج). از رودگان +ی (نسبت). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رودگان و رودها. (ناظم الاطباء). روده ای و یا یک روده. (ناظم الاطباء): امعاء؛ رودگانیها. (دستور اللغة ادیب نطنزی). این کلمه ظاهراً مفرد است بدلیل اینکه آنرا جمع بندند و شواهدی که ذیلاً نقل میشود این نظر را تأیید میکند: هر خلط مری که اندر معده و رودگانیها بود باسهال براند [ افسنتین ]. (الابنیة عن حقایق الادویة). المعی و المعاء؛ رودگانی. الامعاء جمع. (مهذب الاسماء). [ کندر ] ریش رودگانی را منفعت کند. (الابنیة عن حقایق الادویة). همه رودگانیش سوراخ کرد بمغز سرش راه گستاخ کرد.فردوسی. کودک است او ز چه معنی را پشتش بخم است رودگانیش چرا نیز برون شکم است؟! منوچهری. زحل دلالت کند بر دوگونه... و رودگانی (التفهیم). حمل سر است و روی و رودگانی و مانندهٔ این. (التفهیم). عرب و بعض دگر جز ایشان، خون در رودگانی کردندی و بر آتش نهادندی و بخوردندی. (تفسیر ابوالفتوح چ قدیم ج ۲ ص ۹۴). شکم دامن اندرکشیدش ز شاخ بود تنگدل رودگانی فراخ.سعدی. خیم؛ رندش رودگانی بود. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). قرقرة؛ آواز رودگانی. (اسامی فی الاسامی).
کلمات همقافیه با «رودگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر