معنی رودساز
6 بازدید
(نف مرکب) سازندهٔ رود یعنی نوازندهٔ رود. (آنندراج) (انجمن آرا). سازنده. (جهانگیری) (برهان قاطع). مطرب. (برهان قاطع). رودنواز. رودسرای : بفرمود تا پیش او تاختند بر رودسازانش بنشاختند.فردوسی. پری کی بود رودساز و غزلخوان کمندافکن و اسب تاز و کمان ور.فرخی. می و میوه و رودسازان ز پیش همی خورد می با کنیزان خویش.اسدی. اگر ساز و آز است مر خوش ترا بت رودساز و می خوشگوار.ناصرخسرو. می ننیوشم ز رودسازان نغمه می نستانم ز میگساران ساغر.مسعودسعد. تا به بزم تو منقطع نشود حلهٔ رودساز و مدحت خوان.مسعودسعد. گاهی به بزمگاه طرب چشم و گوش تو زی لحن رودساز و رخ میگسار باد. مسعودسعد. ناهید رودساز بامید بزم تو دارد بدست جام عصیر اندر آسمان.سوزنی. رودسازان همه در کاسهٔ سرها بسماع شربت جان ز ره کاسه گر آمیخته اند.خاقانی. با همه نیکویی سرودسرای رودسازی به رقص چابک پای.نظامی. رجوع به رود و رودسرای شود.
کلمات همقافیه با «رودساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر