معنی رودس
10 بازدید
[ رُ دِ ] (اِخ) جزیره ای است مقابل اسکندریه و آن اول بلاد فرنگ است. مسعودی گوید: این جزیره در زمان ما (در سال ۳۳۲ هـ . ق.) دارالصناعهٔ روم است و در آن کشتیها سازند و جمعی از اهل روم در آن ساکن هستند و کشتیهای آنها به بلاد اسکندریه و سایر شهرهای مصر نزدیک میشوند. (از معجم البلدان). جزیره ای به دریای روم محاذی اسکندریه. (منتهی الارب). رودس جزء اقلیم چهارم است. (از مجمل التواریخ و القصص ص ۴۸۰). بمعنی گل است و آن جزیره ای است در بحرالروم و در جنوب غربی آسیای صغیر واقع است و آنرا شهری است که رودس نام دارد. طول جزیره ۴۰ میل و عرضش ۱۵ میل است و بواسطهٔ مدرسه ها و صنایع و علوم معروف بود و تمثالی از برنج به ارتفاع ۱۰۵ قدم در آن جزیره بود که بر بالای مدخل آن جزیره نصب کرده بودند و کشتیها از میان پایه های آن عبور میکردند. بدین ترتیب مدت پنجاه و شش سال باقی ماند در این اثنا زلزلهٔ متوالی شدیدی در جزیره حادث شد و این تمثال منهدم گردید و برنج آنرا بر ۹۰۰ شتر حمل کردند، و در قرن پانزدهم این شهر مسکن رؤسای ماریوحنا بود. بعضی برآنند که لفظ رودس مشتق از ورد است و بعضی تحریفات و تغییرات در آن واقع شده و بدین صورت درآمده است. بر سکه های رودسی صورت زهره دیده میشود ولی صورت گل بهیچوجه دیده نشده است. اما شهر حالیه بقدر ربع شهر سابق، و محلی در آن باقی است که باسم رودس معروف است لیکن آثاری که دلالت بر عظمت و شهرت سابق نماید دیده نشده است. (از قاموس کتاب مقدس). از شهرهای قدیم عالم است و یکی از هفت چیز عجیب عالم مجمسهٔ عظیم الجثهٔ آپولون بود که از برنج ساخته و در مدخل خلیج رودس آن را نصب کرده بودند و این مجسمه بواسطهٔ زلزله منهدم گردید. (ناظم الاطباء). از بزرگترین جزایر در دریای اژه است. سکنهٔ آن ۶۱۸۰۰ تن است و مرکز آن رودس ۵۵۰۰۰ تن سکنه دارد. این جزیره در قدیم مشهور بود و بسال ۹۲۹ هـ .ق. سلطان سلیمان خان قانونی آنجا را فتح کرد، و بممالک عثمانی منضم ساخت.
کلمات همقافیه با «رودس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر