معنی رودبان
6 بازدید
(ص مرکب) پاسبان رود. نگهبان و محافظ رود: چو آمد بنزدیک اروندرود فرستاد زی رودبانان درود.فردوسی. چنان خوار برگشت از او رودبان که جان را همی گفت پدرود مان.فردوسی.(اِخ) دهی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر واقع در ۲۲هزارگزی جنوب سرباز و در کنار راه مالرو سرباز به فیروزآباد. منطقه ای است کوهستانی و هوایی گرم دارد. سکنهٔ آن در حدود ۷۵ تن است. آب آن از رودخانه تأمین میشود و از محصولات عمده اش غلات و برنج و خرما قابل ذکر است. شغل اهالی زراعت است و سکنه از طایفهٔ سرباز هستند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «رودبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر