معنی رودبال
6 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان بویراحمد گرمسیر از بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان واقع در ۱۰هزارگزی شمال شرقی راه آرو به بهبهان. منطقهٔ کوهستانی است و هوایی گرم دارد. سکنهٔ آن ۱۹۳ تن است. شغل اهالی زراعت و گله داری است و قالیچه و جاجیم و جوال بافی از صنایع دستی زنان محسوب میشود. راه مالرو دارد، و سکنهٔ آن از طایفهٔ بویراحمد گرمسیری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) نام دهستان حومهٔ بخش داراب شهرستان فسا. حدود و مشخصات آن بشرح زیر است: از شمال بدهستان ایج و مشکان و از مشرق بدهستان قریةالخیر و از جنوب بدهستان هشیوار و از جنوب غربی و غرب بدهستانهای شاهیجان و فسارود محدود است. این دهستان در شمال بخش واقع است و هوای آن گرم است. آب مشروب و زراعتی از رودخانهٔ رودبال (یا رودخانهٔ بشار) و چاه تأمین میگردد. محصولات عمده اش غلات و خرما و پنبه و حبوب و صیفی و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی از قبیل قالی و گلیم بافی نیز در آنجا رواج دارد. این دهستان از ۱۳ آبادی تشکیل شده است و سکنهٔ آن در حدود ۸۶۰۰ تن است و دیههای مهم آن عبارتند از: برکان، بختاجرد، جمسی، شهنان و نیدشهر. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).(اِخ) دهی است از دهستان همایجان بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ۱۸هزارگزی جنوب شرقی اردکان و ۶هزارگزی راه شوسهٔ اردکان به شیراز. منطقه ای است جلگه ای و هوایی معتدل دارد. سکنهٔ آن ۷۶۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ شش پیر تأمین میشود و محصولش غلات و حبوب، و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد، و در نزدیک آن معدن سنگ گچ هست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «رودبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر