معنی روح پروردن
7 بازدید
[ پَ رْ وَ دَ ] (مص مرکب) پروردن روح. زنده گردانیدن. حیات بخشیدن : فراق روی تو آن روز نفس کشتن بود نظر بروی تو امروز روح پروردن.سعدی.
کلمات همقافیه با «روح پروردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر