معنی روح توتیا
7 بازدید
[ حِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بمعنی جست که بعد از سوختن آن را در چشم کشند. (غیاث اللغات). جست که نوعی از فلزات است و بعربی خارصینی گویند، پس از کشتن آن را در چشم کشند، علامی فهامی در آیین اکبری مینویسد: نزد برخی روح توتیا، جست است، معلوم میشود که گروهی منکر این معنی اند. (آنندراج): از گرد خطش که خضر عیسی نفس است شد کورهٔ روح توتیا دیدهٔ من. تأثیر (از آنندراج). || بمعنی شراب نیز آمده است. (از غیاث اللغات) (از آنندراج): ای ساقی حریفان، در بوتهٔ خمارم در خاک این جسد ریز، آن روح توتیا را. علی نقی کمره ای (از آنندراج). || جیوه. (ناظم الاطباء). و رجوع به روح و روحانی شود. || نوعی از رصاص و قلعی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روح توتیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر