معنی روح شهرستانی
7 بازدید
[ حِ شَ رِ ] (اِخ) میرزا محمد روح الامین ملقب به میرجملهٔ اصفهانی متوفی بسال ۱۰۴۷ هـ .ق. او راست: «خمسه» و دیوان غزلیات که مرتب به حروف قوافی است و نسخه ای از آن در کتابخانهٔ مجلس شورای ملی هست و قافیهٔ میم و نون و هاء آن افتاده است و بقیه در حدود پنج هزار بیت می باشد. نصرآبادی گوید: روح شهرستانی به خدمت جهانگیر پادشاه رسید و از طرف وی به منصب میرجملگی نایل گردید و پس از آن به خدمت شاه عباس آمد و مجدداً به هند برگشت. این ابیات ازوست: افتادگیی به طالعم هست در پای خمی چرا نیفتم. نشان موی میانش کنون توانم یافت که خضر ره شده دستی که بر کمر دارد. -انتهی. و رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۵۶ و ۵۷ و الذریعه ذیل دیوان روح الامین و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «روح شهرستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر