معنی روح روان
6 بازدید
[ حِ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جان عزیز. (لغت محلی شوشتر خطی). || آسایش جان. (ناظم الاطباء). || کنایه از معشوق و شراب و هرچیز خوب. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی).
کلمات همقافیه با «روح روان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر