معنی روبراه کردن
8 بازدید
[ بِ کَ دَ ] (مص مرکب) آماده و مهیا کردن. حاضر کردن. || اصلاح کردن. (ناظم الاطباء). درست کردن و سر و سامان دادن. به اسلوب صحیح بازآوردن.
کلمات همقافیه با «روبراه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر