معنی روبراه
7 بازدید
[ بِ ] (ص مرکب) عازم حرکت و سفر. (فرهنگ نظام). رجوع به روبراه شدن و روبراه کردن شود. || آماده. (آنندراج). آماده و مهیا و حاضر برای کار. || مرتب و منظم و آراسته. (ناظم الاطباء). || شخص مطیع امین مشغول به کار خود. (از فرهنگ نظام). || برگشته از رفتار نادرست و خلاف.
کلمات همقافیه با «روبراه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر