معنی روان گسستن
5 بازدید
[ رَ گُ سَ سْ تَ ] (مص مرکب) کنایه از جدا شدن روح حیوانی از قالب بود. (آنندراج): وقتی که کم شود ز سر سرکشان خرد روزی که بگسلد ز تن بیدلان روان... ظهیر فاریابی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روان گسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر