معنی روانگرد
6 بازدید
[ رَ گِ ] (اِ مرکب) بمعنی شهر روان که افلاک باشند و عالم ملکوت، و گرد بمعنی شهر است. (آنندراج) (انجمن آرا). ملکوت. (ناظم الاطباء). رجوع به روان کرد شود. || قوت و توانایی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روانگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر