معنی رواسم
7 بازدید
[ رَ سِ ] (ع اِ) جِ رَوسَم. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به روسم شود. || (ص، اِ) شتران راه رونده که اثر پای آنها بر زمین بماند و واحد آن راسم و راسمة است. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «رواسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر