معنی روادار
7 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) مباح و جایز دارندهٔ چیزی. (آنندراج). رجوع به روا داشتن شود. || انتخاب کننده. || تحسین کننده. رجوع به روا داشتن شود. || قبول کننده و راضی. || (ن مف مرکب) مشروع و درست و صحیح. || مناسب و شایسته و سزاوار. || (اِ مرکب) حق قضاوت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روادار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر