معنی روات
8 بازدید
[ رُ ] (ع اِ) جِ رات است که بلغت یمنی کاه را گویند. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به رات شود.[ رُ ] (ع ص، اِ) رواة. جِ راوی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). رجوع به رواة و راوی شود: چنین شنیدم از ثقات روات. (سندبادنامه ص ۱۲۹).[ ] (اِخ) رجوع به رواب شود.
کلمات همقافیه با «روات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر