معنی واژه ره یافتن
7 بازدید
[ رَهْ تَ ] (مص مرکب) راه یافتن. نفوذ یافتن. پی بردن. رخنه کردن. (یادداشت مؤلف): از نام به نامدار ره یابد چون عاقل تیزهش بود جویا.ناصرخسرو. کمی و فزونی درو ره نیابد که بد ز اعتدال مصور مصور.ناصرخسرو. رجوع به راه یافتن در همهٔ معانی شود.