معنی رهیش

معنی رهیش

6 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) سودگی و جرح پنجه و سم ستور که از بر یکدیگر زدن سم به هم رسد در رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (ص، اِ) شتر بسیارشیر یا ناقهٔ کم گوشت پشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). اشتر بسیارشیر. (مهذب الاسماء). || خاک ریزان که نایستد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خاک نرم که در آن نه ریگ بود نه گل. (مهذب الاسماء) || سست لاغربدن کم گوشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شمشیر و پیکان تنک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پیکان تنک. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). || تیر باریک که زمین آن را خراشیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کمان باریک و سست سرها به هم درآینده به کشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کمان که زهش به قبضه نزدیک بود. (مهذب الاسماء).

کلمات هم‌قافیه با «رهیش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید