معنی رهگذر کردن
5 بازدید
[ رَ گُ ذَ کَ دَ ] (مص مرکب) گذر کردن. (یادداشت مؤلف). عبور کردن. گذشتن : هر آن کس که دانش نیابی برش مکن رهگذر تا زیی بر درش.فردوسی. تو گفتی روی خاقانی است آن طشت که خون دیده بر وی رهگذر کرد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «رهگذر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر