معنی رهسپر
6 بازدید
[ رَهْ سِ پَ ] (نف مرکب) راه سپار. رهسپار. راه سپر. (یادداشت مؤلف): دوستان همچو آب رهسپرند کابها پایهای یکدگرند.سنایی. رجوع به رهسپار و راه سپار شود.
کلمات همقافیه با «رهسپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر