معنی رهسپار شدن
7 بازدید
[ رَ سِ شُ دَ ] (مص مرکب) عزیمت کردن. روانه گشتن. عازم شدن. رفتن. (یادداشت مؤلف). - رهسپار دیار عدم یا نیستی یا آن جهان شدن؛ مردن. (یادداشت مؤلف). رجوع به رهسپار و راهسپار شود.
کلمات همقافیه با «رهسپار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر