معنی رهز
7 بازدید
[ رَ ] (ع مص) حرکت و جنبش. (ناظم الاطباء). جنبش برای رفت و آمد و آن از رهس مبدل است. (از اقرب الموارد). رجوع به رهس شود.[ رَ ] (ع مص) رهزان. جنبیدن و حرکت کردن آنکه با زنی آرمیده است از روی نشاط و خوش آیندی. (از ناظم الاطباء). جنبیدن. (دهار). جنبیدن در مجامعت. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «رهز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هز» برای سرودن شعر