معنی رهایی آمدن
7 بازدید
[ رَ مَ دَ ] (مص مرکب) آزادی رسیدن. خلاص و نجات پیدا شدن : بند تو است این جسد چرا خوری اندُه گرت بیاید ز بند تنگ رهایی.ناصرخسرو. زین بند گران که این تن تست چون هیچ نیایدت رهایی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «رهایی آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر