معنی رنگ گسیختن
7 بازدید
[ رَ گُ تَ ] (مص مرکب) رنگ باختن. رنگ پریدن. بیرنگ شدن. رنگ گریختن. رنگ ریختن. رجوع به همین ماده ها شود: تا دیده عقد گوهر غلطان گسیخته رنگ عذار سبحهٔ مرجان گسیخته. محمدسعید اشرف (از آنندراج). تا بند از نقاب بت ما گسیخته از شرم رنگ صورت دیبا گسیخته. محمدسعید اشرف (از آنندراج). چو بگسیخت رنگ کسی از خمار رفو می کنی با می خوشگوار. ملا طغرا (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «رنگ گسیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر