معنی رنگ نمودن
5 بازدید
[ رَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) حیله بکار بردن. نیرنگ نمودن. رنگ کردن. رنگ ساختن. مکر نشان دادن : همان جادوان ساخت تا روز جنگ نمودند هر گونه افسون و رنگ.اسدی. رجوع به رنگ کردن و رنگ ساختن شود. || در تداول امروز، فریب دادن کسی را. رجوع به رنگ کردن شود.
کلمات همقافیه با «رنگ نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر