معنی رنگ رم کردن
6 بازدید
[ رَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) رنگ پریدن. رنگ رفتن. رنگ گسیختن. رنگ برخاستن. رجوع به همین ماده ها شود: رنگ گلهای چمن بس که ز شوقت رم کرد سبزه ای بال نیفشاند که طاوس نبود. میان ناصرعلی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «رنگ رم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر