معنی رنگ برآوردن
6 بازدید
[ رَ بَ وَ دَ ] (مص مرکب) رنگ آوردن. خجل شدن. (برهان قاطع) (آنندراج). رجوع به رنگ آوردن شود. || خشم و قهر با خجالت آمیخته. (آنندراج). رجوع به رنگ آوردن شود: سنان خصم ترا گر ستاره وصف کنم ستاره بر روش آسمان برآرد رنگ. ازرقی (از آنندراج). || نیرنگ ساختن. حیله و مکر بکار بردن. رجوع به رنگ آوردن شود: برآورد خربنده هرگونه رنگ پرستنده بنشست با می بچنگ.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رنگ برآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر