معنی رنگکار
6 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) آنکه دیوارها و در و پنجره ها را رنگ کند. نقاش. || مزور. نیرنگ ساز. محیل و چاره ساز: نگه کرد گرسیوز رنگ کار ز گفت سیاوخش با شهریار. فردوسی.
کلمات همقافیه با «رنگکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر