معنی رنگفروش
6 بازدید
[ رَ فُ ] (نف مرکب) ابریشم فروش. رنگ روش. (برهان قاطع) (آنندراج). || رنگرز. (برهان قاطع). || آنکه کارش رنگ فروشی باشد. آنکه شغلش فروختن رنگ باشد. || کنایه است از مکار و محیل و فریب دهنده. (از برهان قاطع) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رنگفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر