معنی رنجکش
6 بازدید
[ رَ کَ / کِ ] (نف مرکب) زحمت کش. (ناظم الاطباء). آنکه متحمل مشقت و محنت باشد. رنجبر: که زیبد بر آن هر دو تن مهتری همان رنج کش باشد و لشکری.فردوسی. || ستمکش. || تنگدست. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رنجکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر