معنی رنجور شدن
7 بازدید
[ رَ شُ دَ ] (مص مرکب) دچار رنجوری گشتن. به رنجوری مبتلا شدن. رجوع به رنجور و رنجوری شود: بیچارگان از سرما رنجور شدند. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «رنجور شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر