معنی رنجوردار
7 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) بیماردار. (آنندراج) (ناظم الاطباء). خادم بیمار. (ناظم الاطباء). پرستار مریض : مگو تندرست است رنجوردار که می پیچد از غصه رنجوروار.(بوستان).
کلمات همقافیه با «رنجوردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر