معنی رن
10 بازدید
[ رَ ] (اِ) مشقت و محنت. ظاهراً مخفف رنج است. (غیاث اللغات) (آنندراج).[ رَن ن ] (ع مص) گوش کردن بسوی کسی. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مازر بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در ۱۵۵هزارگزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو انگهران و کهنوج. کوهستانی و گرمسیر و دارای ۸۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانه تأمین می شود و شغل اهالی زراعت و محصولات آن غلات و حبوب و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ رَ ] (اِخ) از رودهای اروپا است که هم از حیث تاریخی و هم از جهت تجارتی دارای اهمیتی فراوان است. طول آن متجاوز از هفتصد میل و مقدار آبی که به دریا می ریزد بیشتر از ۷۶۰۰۰ میل مکعب است. این رود از کشور سویس سرچشمه گرفته پس از گذشتن از سویس و آلمان وارد شمال غربی آلمان میشود و از آنجا به خاک هلند جاری گشته به دریای شمال فرومی ریزد. (نقل به اختصار از دائرةالمعارف بریتانیکا).[ رُ ] (اِخ) یکی از رودهای معروف اروپاست. این رود از اقصی نقاط شرقی سویس سرچشمه میگیرد و پس از مشروب ساختن بخش واله سراسر خاک سویس را می پیماید و وارد کشور فرانسه شده در خلیج لیون به دریای مدیترانه میریزد.
کلمات همقافیه با «رن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر