معنی رمیصاء
7 بازدید
[ رُ مَ ] (اِخ) (شِعْرای...) یکی از دو ستاره ای است که بر ذراع است. (از اقرب الموارد). غمیصاء. شِعْرای شامیه. غموص. (یادداشت مؤلف). رجوع به غمیصاء شود.[ رُ مَ ] (اِخ) یا غمیصاء. دختر ملحان بن خالدبن زیدبن حرام از بنی نجار و از صحابهٔ رسول و معروف به ام سلیم بود. ابونعیم در وصف وی گوید: «الطاعنة بالخناجر فی الوقائع و الحروب». وی مادر أنس بن مالک بود و شوی وی مالک بعد از ظهور اسلام کشته شد. ابوطلحة (زیدبن سهل) ویرا بزنی گرفت و این ابوطلحة مشرک بود، بتی چوبین را می پرستید و رمیصاء اسلام آوردن او را مهر خود قرار داد و او اسلام آورد و رمیصاء با او در غزوهٔ حنین شرکت داشت و همراه عایشه مشکهای آب را حمل می کرد و به مسلمانان می رساند و در غزوهٔ احد نیز حاضر بود و تشنه ها را سیراب می کرد و مرهم بر زخم مجروحان می نهاد. و در حدود سال ۳۰ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی) (از طبقات ابن سعد) (از الاصابة). و رجوع به غمیصاء شود.
کلمات همقافیه با «رمیصاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر