معنی رمه گشتن
7 بازدید
[ رَ مَ / مِ گَ تَ ] (مص مرکب) جمع شدن. گرد آمدن. رجوع به رمه شدن شود: که فردا ز مصر و حوالی همه زن و مرد را گشت باید رمه.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رمه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر