معنی رمه شدن
6 بازدید
[ رَ مَ / مِ شُ دَ ] (مص مرکب) جمع شدن. گرد آمدن. در یک جا مجتمع گشتن. در جایی مخصوص فراهم آمدن. رمه گشتن. رجوع به رمه گشتن شود: پزشکان و اخترشناسان همه تو گفتی به هندوستان شد رمه.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رمه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر