معنی رملان
7 بازدید
[ رَ مَ ] (ع مص) پوییدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). بشتافتن و پویه دویدن و جنبانیدن هر دو دوش را. (از منتهی الارب). هروله کردن، و منه: رملان طائف البیت بمکة. (از اقرب الموارد). هروله کردن یعنی سرعت کردن در راه رفتن و جنبانیدن دوشها را. (از متن اللغه). رَمَل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغة). مَرْمَل. (اقرب الموارد) (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «رملان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر