معنی رمداء
8 بازدید
[ رَ ] (ع ص) چشم آشفته از درد یا آسیب. رَمِدة. (از اقرب الموارد). رجوع به رَمِدة شود. || (اِ) شترمرغ. (منتهی الارب). نعامة. (اقرب الموارد). شترمرغ بدان جهت که خاکستری رنگ است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رمداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر