معنی رماع
7 بازدید
[ رُ ] (ع اِ) بیماریی که در پشت ساقی عارض شود چندانکه از سقی منع کند آن را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زردی و تغیری است که در روی زنان پیدا آید از بیماری فرج. (منتهی الارب). دردی است در شکم که از آن روی زرد گردد. (اقرب الموارد).[ رُ ] (اِخ) موضعی است. (از معجم البلدان). رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «رماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر