معنی رمازة
6 بازدید
[ رَمْ ما زَ ] (ع ص، اِ) زن بلایه کار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بَغیّ. (اقرب الموارد). قحبه. روسپی. || بن مردم که سوراخ مردم باشد. (منتهی الارب). اِست. (اقرب الموارد). کون. || پیه است در چشم زانو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گروهی که موج می زند از انبوهی. (مهذب الاسماء). لشکر گران و انبوه که گویی اطراف و نواحی می جنبد به حرکت ایشان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رمازة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر