معنی رمادة
8 بازدید
[ رَ دَ ] (ع مص) هلاک شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). هلاک. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). و منه: عام الرمادة. - عام الرمادة؛ سالی که هلاک شود در آن مال و مردمان. (مهذب الاسماء). سال هلاکی ستور و مردم و آن نام چندین سال خشکسالی متوالی است در ایام خلافت عمر که مردمان و اموال از بین رفتند. (منتهی الارب).[ رَ دَ ] (اِخ) نام موضعی است در یمن. (از معجم البلدان).[ رَ دَ ] (اِخ) شهری است زیبا بین برقه و اسکندریه در نزدیکی دریا دارای باره و مسجد جامع و باغها. (از معجم البلدان).[ رَ دَ ] (اِخ) محلهٔ بزرگ و شهرمانندی است در بیرون حلب و متصل بدان دارای بازارها و والی مستقل. (از معجم البلدان).[ رَ دَ ] (اِخ) نام محله ای است از نواحی نیشابور. (از معجم البلدان).[ رَ دَ ] (اِخ) قریه ای است معروف از بلخ. (از معجم البلدان).[ رَ دَ ] (اِخ) شهری بوده است در نزدیکی قرطبه. (از قاموس الاعلام ترکی).[ رَ دَ ] (اِخ) نام شهری بود در فلسطین در حوالی رمله. (از قاموس الاعلام ترکی).[ رَ دَ ] (اِخ) شهری است در میانهٔ راه بصره و مکه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «رمادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر