معنی رقیمه
5 بازدید
[ رَ مَ / مِ ] (ع اِ) رقیمة. نامه و رقعه و مکتوب و نبشته و تعلیقه. (ناظم الاطباء). مراسله. مرقومه. ج غیر فصیح، رقیمجات. (فرهنگ فارسی معین). نوشته. مکتوب. نامه. مرقومه. در مکاتبات فارسی معمولاً رقیمه و مرقومه را به نامه ای اطلاق کنند که از طرف بزرگی به کوچکی نوشته شود. مقابل عریضه، که اصطلاحاً نامهٔ کوچک به بزرگ را گویند. و نیز نامه نگار برای ادای احترام به طرف مقابل نامهٔ خود را عریضه و نامهٔ وی را رقیمه یا مرقومه نامد: رقیمهٔ گرامی که در پاسخ عریضهٔ بنده نگارش یافته بود رسید. (از یادداشت مؤلف). رجوع به مرقومه شود. - رقیمهٔ اول؛ عرش. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). کنایه از عرش. (لغت محلی شوشتر) (آنندراج) (برهان). - || اولین حرف هجا که الف باشد. (ناظم الاطباء). کنایه از الف. (لغت محلی شوشتر) (از آنندراج) (برهان). || نبشته. (فرهنگ فارسی معین). || رقم. رجوع به رقم شود. || علامت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رقیمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر