معنی رقیمجات
5 بازدید
[ رَ مَ ] (از ع، اِ) جِ رقیمة. (ناظم الاطباء). جِ غیر فصیح رقیمه: «رقیمجات مفصل مصحوب ذوالفقار بیگ رسیده بود.» (قایم مقام) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رقیمجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر